ابن المغازلي / الكلابي ( مترجم : سيد جواد مرعشى نجفى )

99

مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) ( بهمراه مناقب كلابى ) ( فارسي )

و دوستى من از اندازه و ميزان خود تجاوز نموده و غلو كرد ، و با صفتى كه در من نيست مرا توصيف كرد . و ديگرى كينه‌توز و افترا بند كه شدت نفرت و دشمنىاش او را واداشت كه به من بهتان بگويد . آگاه باشيد كه من پيامبر نيستم ، و بر من وحى نمىشود ، و ليكن تا آنجا كه قدرت و توانائى دارم بكتاب خدا عمل مىنمايم پس آنچه را كه از فرمانبردارى خداى بزرگ امر مىكنم براى شما و غير شما پيروى از او لازم و فرض است ، و اما اگر من و يا غير من شما را به نافرمانى و معصيت به خدا امر كرده باشيم ، بحقيقت از هيچ كسى در معصيت و گناه به خدا پيروى كردن جايز نيست ، و فقط فرمانبردارى در كارهاى نيك است . ( 1 ) 105 - و با سندهايش گفت : و حديث كرد بما محمد فرزند قاسم كه نقل كرد بما حسين فرزند علوان فرزند محمد قطان كه نقل كرد بما على فرزند سيابه كه نقل كرد بما يحيى فرزند زكرياى انصارى از عمر فرزند يعلى از ابو عبد الرحمن سلمى گفت به خدا قسم هيچ مرد قريشى را نديدم كه كتاب خدا را زيباتر و دلنشين‌تر از على بن ابى طالب ( ع ) بخواند . ( 2 ) 106 - با سندهايش گفت : نقل كرد بما محمد فرزند قاسم كه نقل كرد بما پدرم كه نقل كرد به من ابو عبد اللَّه يمامى ضرير كه نقل كرد بما عبيد اللَّه فرزند عايشه گفت : نقل كرد به من پدرم و گفت : هنگامى كه مشركان على را در جنگ مىديدند بعضى از آنان بر بعضى ديگر وصيت و سفارش مىكردند . ( 3 ) 107 - گفت : و نقل كرد بما محمد فرزند قاسم و گفت : نقل كرد پدرم از عباس فرزند ميمون از فرزند عايشه از پدرش از عوف از حسن ( و الفاظ روايت مختلف است ليكن معانى آنها نزديك بهم است ) : كه مردى به حسن گفت . كه برادران شيعى تو به تو نسبت مىدهند و مىگويند كه بعلى ( ع ) اهانت مىكنى ، و او را خوار ميشمارى و ميگوئى : اگر على در مدينه مىماند ، و از بدترين خرماهاى